فرهنگ لغات

آدامس : تنها چيزى كه توى دهان خانم ها بند مى شود.
احمق: كسى كه دختر همسايه را در تاريكى نبوسد.
ادب : يعنى كمک به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتى اگر به كمک احتياج نداشته باشد.
ازدواج : قمار زندگى است و در قمار معمولا برد با كسى است كه بيشتر تقلب كند.
الكل : مايه گرانبهايى كه همه چيز را محفوظ نگاه مى دارد مگر اسرار را!
اوراقچى : تنها موجودى كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند.
ايده آل : شوهرى كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتى كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند.
بدبيار : فلک زده اى كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد.
بوسه : تصادفى كه فقط يک سيلى به آدم ضرر مى زند.
بيست سالگى : دورانى كه پسر ها دنبال معشوقه مى گردند دختر ها دنبال شوهر!
خسيس : كسى كه وقتى خانه اش آتش مى گيرد براى اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانى بدود.
خوش بين : مردى كه تصور كند وقتى زنى پاى تلفن خداحافظى كند گوشى را خواهد گذاشت.
دوران تجرد : دورانى كه معمولا براى مردها بعد از ازدواج شروع مى شود.
رفيق : كسى كه هميشه به شما مقروض است.
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!
سوءظن : سعى در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مى كند اى كاش آنرا نمى دانست.
سرخ پوست : مرد خوشبختى كه وقتى زنش اورا مى بوسد صورتش ماتيكى نمى شود.
سنجاق قفلى : تنها قفلى كه بدون كليد باز مى شود.
مرد مجرد : كسى كه هنوز عيوبى دارد كه خود نمى داند.
معجزه : دختر خانمى كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود.
هالو : شوهرى كه دستكش ظرفشويى را بجاى اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد!


























